
ببین که می سوزم ذره ذره در تب تو
رباب دلنگرانم برای زینب تو
که باید از حالا جای مادرش باشد؟
امید دارم این داغ آخرش باشد ...
چه خوب شد که برایش حسن نیاوردی
و لاله ای که ندارد کفن نیاوردی
وگر نه حادثه کربلا و زینب و صبر ...
و لحظه های پیاپی بلا و زینب و صبر ...
گدازه های عطش می گذشت از نظرش
و داغ های جهان می تپید بر کمرش
طنین آهش تا اوج آسمان می شد
و مثل حضرت زهرا (س) قدش کمان می شد .......
منبع :www.1098.blogfa.com
کلمات کلیدی :